اصطرلاب

مست میکند مرا اندیشه فرزند تمدّنی بودن که تجلیگاه هنر اسلامی شد

اصطرلاب

مست میکند مرا اندیشه فرزند تمدّنی بودن که تجلیگاه هنر اسلامی شد

طراز

برای ریحانه رعب از آن عدد که سن میخوانندش همترازست با رعب این کلام امیر که گفت

لا یُمْکِنُ الْفِرارُ مِنْ حُکومَتِکْ

SHA256

شاید تنها راه فراموشی آنچه گفت و آنچه شد، غرق‌شدن باشد،
آنچنانکه که گویی از ازل ریحانی نبوده‌است.
حتماً، بزودی، شاید زودتر از آنکه به خیالت آید.

زهی مراتب خوابی که به ز بیداریست

مجمر

طهران خلوت باشد،
باد هم خاطرات پاییز دانشکده را به همراه بیارد،

حافظ هم بخواند

فضول نفس حکایت بسی کند ساقی
تو کار خود مده از دست و می به ساغر کن

دیگر چه اندوه از اینکه ش.ج توصیه‌نامه‌ای خواست از ع.س، ع.س مقاله را از خودت ندانست، م.ن برای علم بقدر کافی جوان نمیداندت،  ...

حجاب دیده ادراک شد شعاع جمال
بیا و خرگه خورشید را منور کن