روزهای عجیبی میگذرد.باورهای عمیقم در بوته بلا قرار گرفتهاند و من از ترس میلرزم.نه توانی برای نفی آنچه ریحانه را ساخته مانده، ونه توانی برای اثبات آنچه لحظه لحظه نفسش را میگرد و او را در خود غرق میکند.زمینی باور کن که
امان از وقتی که باورها توسط خود آدم به چالش کشیده می شود ...نه می توانی دست بکشی و نه می توانی پایداری کنی ...امان از تردید های طاقت فرسا...
و امان از وقتی که در زمانش پاسخشان را ندادی و غولی شدند دهشتناک
امان از وقتی که باورها توسط خود آدم به چالش کشیده می شود ...
نه می توانی دست بکشی و نه می توانی پایداری کنی ...
امان از تردید های طاقت فرسا...
و امان از وقتی که در زمانش پاسخشان را ندادی و غولی شدند دهشتناک