-
صفح
دوشنبه 4 فروردینماه سال 1404 13:18
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ سُؤالَ خاضِعٍ مُتَذَلِّلٍ خاشِعٍ اَنْ تُسامِحَنى وَ تَرْحَمَنى وَ تَجْعَلَنى بِقَِسْمِکَ راضِیاً قانِعاً وَ فى جَمیعِ الاْحْوالِ مُتَواضِعاً اَللّهُمَّ وَ اَسْئَلُکَ سُؤالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فاقَتُهُ وَ اَنْزَلَ بِکَ عِنْدَ الشَّدائِدِ حاجَتَهُ وَ عَظُمَ فیما عِنْدَکَ رَغْبَتُهُ
-
دالکند
جمعه 1 فروردینماه سال 1404 12:03
اولین روز پس از پایان سالیست که، مهرماهش شروع بیماری مادر بود، آذرماهش شروع قصه خانه بود، دیماهش، قصه قلب پدر بود، بهمن ماهش خانه محبوب را دادیم، اسفندماهش خانه نامحبوب را گرفتیم ، روزهای نخست رمضانش آن جابجایی کابوسوار داشتیم، و دو روز مانده به پایانش شکستگیی پ ای مادر. در پس زمینه همه اینها ناملایمات محیط کار را هم...
-
قُووم
چهارشنبه 8 اسفندماه سال 1403 10:26
شاید اندوه گوینده «تا حالا، کجا بودی» بیش از شنوندهاش باشد. اندوه گلی که از یاد مسئولش رفته. گو نام ما ز یاد به عمدا چه میبری خود آید آنکه یاد نیاری ز نام ما
-
گلکود
چهارشنبه 10 بهمنماه سال 1403 18:29
سخن بسیارست و میل به بیانشان بیشتر. لیک شنوندهای نمیبینم که مرهمی بر این زخمها بداند. مرهم در اراده آنیست که بی شنید، گفت ریحان را میداند، لیکن نمیخواهد. وفا مجوی زکس ور سخن نمیشنوی به هرزه طالب سیمرغ و کیمیا میباش
-
دهَنفرَه
سهشنبه 18 دیماه سال 1403 11:10
معمولاً آدمها وقتی میگویند «چارهای نداشتم» که حقیقت در انتخابی بوده که دلخواهشان نبوده و از پذیرفتنش سر باز زدند. عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی با تو هستم ریحان.
-
کورغنج
چهارشنبه 12 دیماه سال 1403 13:46
سالهاست در قبای علم به قدرتطلبی مشغولند. دو ماه پیش. خوابی بسیار تلخ یک ماه پیش. خبر از صداقت آن خواب در سال پیش سه روز پیش. مفعول خواب ادعاهایی میکرد عجیبتر از آنچه امین گفته بود همان روز. سردرگم میان شنیدهها و نگفتهها، حافظ خواند واعظ ما بوی حق نشنید بشنو کین سخن در حضورش نیز میگویم نه غیبت میکنم یک روز پیش....
-
قائل
پنجشنبه 6 دیماه سال 1403 22:28
شاید ۱۰ سال پیش بود یا شاید هم کمی کمتر. بخاطر بیربط گوییهای مکرر سیاسی، بدون هیچ کلامی، از گروهی خانوادگی خارج شدم. فردای آن روز مهمانمان بودند.متهم شدم به حمایت از گروهی معاند وطن و ایمان، متهم شدم به بیظرفیتی، متهم شدم به بیسوادی و پرتوقعی، متهم شدم به ... . حرمت مهمان با سکوت حفظ شد. حالا سالها گذشته. از آن گروه...
-
منغص
شنبه 1 دیماه سال 1403 15:36
روزهای عجیبی میگذرد. باورهای عمیقم در بوته بلا قرار گرفتهاند و من از ترس میلرزم. نه توانی برای نفی آنچه ریحانه را ساخته مانده، و نه توانی برای اثبات آنچه لحظه لحظه نفسش را میگرد و او را در خود غرق میکند. زمینی باور کن که به قدر بینش خود هرکسی کند ادراک
-
جانب حرمت
یکشنبه 25 آذرماه سال 1403 19:46
هرچه هست از قامت نساز بیاندام ماست، و گرنه تو گفتی وَ مَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ و بازهم گفته بودی فَٱستَجَبنَا لَهُ وَنَجَّینَٰهُ مِنَ ٱلغَمِّ وَکَذَٰلِکَ نُـنجِی ٱلمُؤمِنِینَ شاید هم شیوه چشمت فریب جنگ داشت و ما ندانستیم و صلح انگاشتیم.
-
فاطمه
پنجشنبه 15 آذرماه سال 1403 09:23
علی
-
زینساز
پنجشنبه 24 آبانماه سال 1403 19:48
یک ماهی میگذرد. به وضوح، فرقست میان ریحانِ پیش از آن اتفاق و ریحانِ پس از آن. چنان در بهتم که نه آرزوی خوبی برای خودم دارم و نه آرزوی بدی برای او. واقعیت اینست که دیگر نمیدانم آرزو چیست. در خیال، هر روز روبرویش نشستم به گفتگو. شاید هم فقط به گفت. هر روز فریاد کشیدم، هر روز سکوت کردم. هر روز نگاه کردم. هر روز روی...
-
اصفیاء
چهارشنبه 2 آبانماه سال 1403 21:37
خدایا، به این ریحان مضطر بگو، کدام اتفاق در کدامین سرا، میتواند ذرهای از اندوه بیکران ساکنین قبله نخستین را کم کند؟ که أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إذَا دَعَاهُ وَ یَکْشِفُ السُّؤ بیا و بگو، بمان و بگو، فقط بگو که حیرانم از این غم، از این سوال بیپاسخ
-
دلخور
یکشنبه 29 مهرماه سال 1403 11:13
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند، چون نیک بنگری همه تزویر میکنند، چون نیک بنگری همه تزویر میکنند، چون نیک بنگری همه تزویر میکنند، چون نیک بنگری همه تزویر میکنند، چون نیک بنگری همه تزویر میکنند، چون نیک بنگری همه تزویر میکنند، چون نیک بنگری همه تزویر میکنند، چون نیک بنگری همه تزویر میکنند، چون نیک بنگری همه تزویر میکنند،...
-
تله
چهارشنبه 25 مهرماه سال 1403 12:31
بعد از سالها، پشیمان بود از انتخاب علم در دو راهی علم و ثروت. به گمان ریحانه، یا علم را نمیدانسته یا مغالطه این دو راهی را. حافظ از چشمه حکمت به کف آور جامی ...
-
نهله
یکشنبه 22 مهرماه سال 1403 12:55
کدام نحله اخلاق اندوه درونی را مجوز ذرهای بیاخلاقی بیرونی با همدلان و ناهمدلان میداند؟
-
زینساز
جمعه 13 مهرماه سال 1403 20:46
اتفاقات نادری هستند که زندگی به پیش و پس از رخدادشان تقسیم میشود. از ینگه دنیا هم به روشنی دید که فرقست میان ریحانِ پیش و پس از آنچه گذشت. از من [تنها] رمقی به سعی ساقی ماندست
-
نصر
شنبه 7 مهرماه سال 1403 19:08
فارغ از هر چیز دیگر، دلتنگ آن خطبهها و رجزها خواهیم شد. ما صلابت صوت عرب را با تو دانستیم. رَاضِیَةًمَرْضِیَّةً
-
طراز
شنبه 31 شهریورماه سال 1403 20:26
برای ریحانه رعب از آن عدد که سن میخوانندش همترازست با رعب این کلام امیر که گفت لا یُمْکِنُ الْفِرارُ مِنْ حُکومَتِکْ
-
SHA256
دوشنبه 26 شهریورماه سال 1403 21:00
شاید تنها راه فراموشی آنچه گفت و آنچه شد، غرقشدن باشد، آنچنانکه که گویی از ازل ریحانی نبودهاست. حتماً، بزودی، شاید زودتر از آنکه به خیالت آید. زهی مراتب خوابی که به ز بیداریست
-
مجمر
سهشنبه 13 شهریورماه سال 1403 08:46
طهران خلوت باشد، باد هم خاطرات پاییز دانشکده را به همراه بیارد، حافظ هم بخواند فضول نفس حکایت بسی کند ساقی تو کار خود مده از دست و می به ساغر کن دیگر چه اندوه از اینکه ش.ج توصیهنامهای خواست از ع.س، ع.س مقاله را از خودت ندانست، م.ن برای علم بقدر کافی جوان نمیداندت، ... حجاب دیده ادراک شد شعاع جمال بیا و خرگه خورشید...
-
معرس
جمعه 26 مردادماه سال 1403 12:53
بیش از شبانهروزی گذشت از خبری که از ینگه دنیا رسید، و ریحانه همچنان بسان شراره آتش زنده میشود و میمیرد. تمام خوابهای شب هم پریشان بود. چگونه تسلی میدادم که خود مبهوتترینم در غمت نازنین. یاد لرزش صدایت همچنان میلرزاندم. برسان باده که غم روی نمود ای ساقی
-
نحاز
جمعه 12 مردادماه سال 1403 12:25
ریحانه تازه دانست که در این زمان رسیدن به هر آرزویی یا استعدادی شگرف میطلبد و یا حامی. واژه تلاش، افسانهای بیش نیست. آه از حسرت آرزوهایی که بر خاطر ریحان ماند. حافظ نه حدّ ماست چنین لافها زدن پای از گلیم خویش چرا بیشتر کشیم
-
اجلال
یکشنبه 7 مردادماه سال 1403 18:21
سخت گذشت، روزهایی که دیوار اعتماد دوستی دوازده ساله بیخبر و بیدلیل برزمین ریخته شد. شاید رهاوردش از زیارت شهید مکارم اخلاق بود. بهت این اتفاق چه تلخ گذشت. در پس آن، گلشنی بود که هنوز هم تنها نیمی از آنرا میدانم. از نیم دانسته آرامم و از نیم ندانسته حیران. تا این دو نیم با ریحانه چه کند. خیال روی تو چون بگذرد به گلشن...
-
ریّان
چهارشنبه 3 مردادماه سال 1403 08:12
از این دو راهی نمیدانی. حرف بر انتخابست، میان خزانهداری همیشگی غمی یا عصیان کلام بر حرمتی چند ساله. مهربانی، مرا به دومی خواند، لیک ریحان از فزون شدن غم عصیان بر غم پیشین میترسد. ایکاش میگفتی چه کنم. یاد باد آن کاو به قصد خون ما عهد را بشکست و پیمان نیز هم پ.ن. ساعتی بعد از تحریر، حافظ ناخواسته گفت: با درد صبر کن که...
-
عیوق
سهشنبه 26 تیرماه سال 1403 09:23
مِنَ اَلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ إِلَى بَنِی هَاشِم: فَکَأَنَّ اَلدُّنْیَا لَمْ تَکُنْ وَ کَأنَّ اَلْآخِرَةَ لَمْ تَزَلْ
-
بث
سهشنبه 19 تیرماه سال 1403 20:06
میخواهم فرصت بدهم، نمیدانم به او برای بزرگ شدن یا به ریحانه برای جوان شدن. در نیل غم فتاد سپهرش به طنز گفت الآن قد ندمتَ و ما ینفعُ النَّدَم
-
نهج
شنبه 16 تیرماه سال 1403 08:59
گفتند کلام امیر را بر سر نیزه کرده. و من ترسیدم که مبادا از امیر خواندن را هم حرام کنند. گویی فراموش کرده بودم، وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللّه وَ اللّهُ خَیْرُ الْماکِرین به صدق کوش که خورشید زاید از نفست که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست
-
---اینو
چهارشنبه 6 تیرماه سال 1403 16:23
عجبا که درعلم هم، نفرت انگیزی، قدرت میآورد. راستی، قدرت، نفرتانگیزش میکند یا نفرت قدرتمندش؟ ... امکان خلود ایدل در این فیروزه ایوان نیست
-
تریسته
دوشنبه 28 خردادماه سال 1403 16:39
در تمام مسیر میاندیشیدم، که چنین بهشتی، بدون حافظ و شجریان، به چه کارشان میآید؟ حجاب دیده ادارک شد شعاع جمال بیا و خرگه خورشید را منور کن
-
...
یکشنبه 27 خردادماه سال 1403 18:30
إِلٰهِى إِلىٰ مَنْ تَکِلُنِى