اصطرلاب

مست میکند مرا اندیشه فرزند تمدّنی بودن که تجلیگاه هنر اسلامی شد

اصطرلاب

مست میکند مرا اندیشه فرزند تمدّنی بودن که تجلیگاه هنر اسلامی شد

ریّان

از این دو راهی نمیدانی.
حرف بر انتخابست، میان خزانه‌داری همیشگی غمی یا عصیان کلام بر حرمتی چند ساله.
مهربانی، مرا به دومی خواند، لیک ریحان از فزون شدن غم عصیان بر غم پیشین میترسد.
ایکاش میگفتی چه کنم.

یاد باد آن کاو به قصد خون ما
عهد را بشکست و پیمان نیز هم

پ.ن. ساعتی بعد از تحریر، حافظ ناخواسته گفت:
با درد صبر کن که دوا میفرستمت

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد