اصطرلاب

مست میکند مرا اندیشه فرزند تمدّنی بودن که تجلیگاه هنر اسلامی شد

اصطرلاب

مست میکند مرا اندیشه فرزند تمدّنی بودن که تجلیگاه هنر اسلامی شد

دلخور

چون نیک بنگری همه تزویر میکنند، چون نیک بنگری همه تزویر میکنند، چون نیک بنگری همه تزویر میکنند،
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند، چون نیک بنگری همه تزویر میکنند، چون نیک بنگری همه تزویر میکنند،
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند، چون نیک بنگری همه تزویر میکنند، چون نیک بنگری همه تزویر میکنند،
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند،  ...

و تو نیاموختی 

تله

بعد از سالها، پشیمان بود از انتخاب علم در دو راهی علم و ثروت.
به گمان ریحانه، یا علم را نمیدانسته یا مغالطه این دو راهی را.

حافظ از چشمه حکمت به کف آور جامی ...

نهله

کدام نحله اخلاق اندوه درونی را مجوز ذره‌ای بی‌اخلاقی بیرونی با همدلان و ناهمدلان میداند؟

زین‌ساز

اتفاقات نادری هستند که زندگی به پیش و پس از رخدادشان تقسیم میشود.
از ینگه دنیا هم به روشنی دید که فرقست میان ریحانِ پیش و پس از آنچه گذشت.
از من [تنها] رمقی به سعی ساقی ماندست

نصر

فارغ از هر چیز دیگر،
دلتنگ آن خطبه‌ها و رجزها خواهیم شد.
ما صلابت صوت عرب را با تو دانستیم.

رَاضِیَةً‌مَرْضِیَّةً