اصطرلاب

مست میکند مرا اندیشه فرزند تمدّنی بودن که تجلیگاه هنر اسلامی شد

اصطرلاب

مست میکند مرا اندیشه فرزند تمدّنی بودن که تجلیگاه هنر اسلامی شد

صفح

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ سُؤالَ خاضِعٍ مُتَذَلِّلٍ خاشِعٍ اَنْ تُسامِحَنى وَ تَرْحَمَنى وَ تَجْعَلَنى بِقَِسْمِکَ راضِیاً قانِعاً وَ فى جَمیعِ الاْحْوالِ مُتَواضِعاً
اَللّهُمَّ وَ اَسْئَلُکَ سُؤالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فاقَتُهُ وَ اَنْزَلَ بِکَ عِنْدَ الشَّدائِدِ حاجَتَهُ وَ عَظُمَ فیما عِنْدَکَ رَغْبَتُهُ  

دال‌کند

اولین روز پس از پایان سالیست که،
مهرماهش شروع بیماری مادر بود،
آذرماهش شروع قصه خانه بود،
دیماهش قصه قلب پدر بود،
بهمن ماهش خانه محبوب را دادیم،
اسفندماهش خانه نامحبوب را گرفتیم،
روزهای نخست رمضانش آن جابجایی کابوس‌وار را داشتیم،
و دو روز مانده به پایانش شکستگی پ
ای مادر.

در پس همه اینها ناملایمات محیط کار را هم ببین، اینکه از روز نخست به خطای کاری تاکید کردی و باورت نکرد تا اینکه بعد از یکسال به همان خطا رسید.
تفال تحویل سال این بود،

نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد
که روز محنت و غم رو به کوتهی آورد