-
فصم
جمعه 27 آبانماه سال 1401 14:36
گویی آنها که جَعَلوا الْقُرْآنَ عِضین، از خاطر بردهاند که لایُمْکِنُ الْفِرارُ مِنْ حُکومَتِکْ. گر طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست نبود خیر در آن خانه که عصمت نبود
-
عوا
دوشنبه 23 آبانماه سال 1401 08:10
اینروزها آرزو، رفتن بر بام این آجرهای محصور میان درختان گرد و و انار ، و فریادهای پیاپی از این مجلس معصیت اله است. پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت من چرا ملک جهان رو به جویی نفروشم
-
ملهم
پنجشنبه 19 آبانماه سال 1401 00:00
کیهانشناسان، قومی که تمام نمیشوند: پس از یک و ماه و نیم مصاحبت هر روزه با این مخلوقات، فهمم شد که بسان کودکی هستند مترصد لعبت زیبا و فاخری در دست کودک دانای دیگر. از پی تصاحب آن به هزاران حیلت، سعی بلامحلی در بهره از آن میکنند. لیک چون دانشش را ندارند، یا نابودش میکنند و یا در چالهای رها. این رویه برخلاف ریسمان...
-
اُخرایی
دوشنبه 16 آبانماه سال 1401 00:01
الا ای خسرو گرانش کوانتومی حلقه، دریغ که کلام سرزمین پارس نمیدانی تا برایت بخوانم نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست سلیمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش
-
مهذّب
جمعه 13 آبانماه سال 1401 18:38
میدانی، ارزشگذاری دوگانه بیش از دروغ عیان، ریحان را میفرساید. لطف حق با تو مداراها کند چونکه از حد بگذرد رسوا کند
-
فلق
چهارشنبه 11 آبانماه سال 1401 08:19
بردباری در قبال فراموش شدن بمراتب سختترست، امّا میسرتر، امکانپذیرتر. ... به ازین دار نگاهش که مرا میداری
-
گریوه
یکشنبه 8 آبانماه سال 1401 22:19
ترسناکست، نترسیدن ریحانه را میگویم . مزاج دهر تبه شد در این بلا حافظ کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی
-
رهبان
سهشنبه 3 آبانماه سال 1401 18:53
وقتی خاص بودن عام شد، تنها خاص عامیّتست. حافظ آن ساعت که این نظم پریشان مینوشت طائر فکرش به دام اشتیاق افتاده بود
-
شدّاد
شنبه 30 مهرماه سال 1401 08:21
ابن مشغله * : مگر کجی تا ثریا هم میرود؟ و چون ریحانه گفت: میبینی که رفته، در نگاه ریحان این سخن گذشت: تا ثریا را چه بدانیم. گوهری کز صدف کون و مکان بیرونست طلب از گمشدگان لب دریا میکرد * نادر ابراهیمی
-
وصاء
چهارشنبه 20 مهرماه سال 1401 14:11
تا چه نشانگانی را شایسته سخن از فلسفه کیهان بداند، نشانی از قدر سخنرانست. مرغ زیرک چون به دام افتد تحمّل بایدش [ریحانه]
-
واصله
پنجشنبه 14 مهرماه سال 1401 22:10
آنِ تحقق وعده اله است به آذرباد . [یا مَسْعود] إنّا نُبَشًِرُکَ بِغُلامٍ اسْمُهُ [پارسا]
-
گلپونه
جمعه 8 مهرماه سال 1401 14:46
اگر همزبانی و همفکری از محبت، صداقت و احترام نباشد، ارزانی صاحبش. این نتیجه سالها پایبندی به سلسلهایست که گمان میکردم از آن دوستست. [گرچه] خاموشی شب رفت و فردای دگر شد، [امّا] من ماندهام ...
-
رهاوی
دوشنبه 4 مهرماه سال 1401 20:31
ما اندیشیدیم «بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی» و آنان «أنا بتنفس حریه، ما تقطع عنّی الهوا. و لاتزیدا کتیر علیی، أحسن ما نوقع سوا» این شاید همان شکافی باشد که ناصح امین از آن میگفت. «صوت الحریه بیبقی أعلی، من کل الأصوات»
-
یکم
جمعه 1 مهرماه سال 1401 09:10
قدر دوست داشتنش بیش از این دلتنگی بیحدّست، آنقدر که به نبودش در این حزن عظیم راضیترم. مشتی گرت از خاک وطن هست ... بسر کن
-
سهر
پنجشنبه 31 شهریورماه سال 1401 18:00
پناه بر خدا از گفتهای بدون شنید. وَ بِکَ أَسْتَجیرُ مِنْ تَواتُرِ الْأحْزان
-
صنو
چهارشنبه 23 شهریورماه سال 1401 21:17
از کارمند علم بودنم میگفتم، گفت: همیشه بهترین اتفاقها را با بدترین تعابیر به ابتذال میکشی. درست میگفت؟ خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود
-
کربت
دوشنبه 14 شهریورماه سال 1401 20:56
نمیدانم، حق بر کمال این طوف آخرست یا خروج از آن. آمد: ... سرّ حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم ...
-
Sage
شنبه 12 شهریورماه سال 1401 11:22
کجا، آموختن آغازی جز تخریب ساختههای موجود دارد؟ sudo apt install software-properties-common sudo add-apt-repository universe نیاموختی ریحانه، نیاموختی. پس کدامین نعمت پروردگارت را تکذیب میکنی؟
-
تذهیب
سهشنبه 8 شهریورماه سال 1401 00:01
میبینی، حال که دانستم چه بیش از این علم دقیقه دلربایی میکند، جسارت ترک این محبوب نخستین را ندارم. شاید هم جسارت از ایمانی باشد که ریحانه ندارد. بود که لطف ازل رهنمون شود حافظ وگرنه تا به ابد شرمسار خود باشم
-
پیشگفتار
شنبه 5 شهریورماه سال 1401 19:23
اگر چه عرض هنر پیش یار بیادبیست ... هرچند برای ریحان هم باورش سختست که ریحانه روزی چنین اندیشیده!
-
SoA
پنجشنبه 3 شهریورماه سال 1401 11:13
بعید میدانم قدم زدن میان این باغ انار و گردو هم به قدر نسیمهای پاییزی در کنار آن پنجره اتاق سیزدهم ریحان را مست کند. تا در این آشفتگی بیکران چه مقدّر شده باشد . دلی دیرم که بهبودش نمیبو نصیحت میکرم سودش نمیبو
-
فصحا
یکشنبه 30 مردادماه سال 1401 19:21
راست میگفت، هر چاهی یوسف ندارد. شاید هم نمیدانست ریحانه به اندازه همه کتابهای نخوانده نادانست. آنجا ببر مرا که شرابم نمیبرد
-
پرنیان
پنجشنبه 20 مردادماه سال 1401 09:37
هنوز داغدار آواز بودیم، این شبیخون بلا باز چه بود ای ساقی ...
-
قطا
سهشنبه 18 مردادماه سال 1401 00:01
مِنَ الْحُسینِ ابْنِ عَلی إلی بَنی هاشِمْ: «فَکَأَنَّ الدُّنْیَا لَمْ تَکُنْ وَ کَأنَّ الْآخِرَةَ لَمْ تَزَلْ»
-
دارج
جمعه 7 مردادماه سال 1401 01:01
فارغ از آنکه سخن پایان قلم باشد و یا قلم پایان سخن، تنها هوس اینروزها نه سخن ، که لغز اندن گچ بر تختهایست. به دل دارم تمنای کسانی که اندر دل تمنای تو دارند
-
خسور
شنبه 1 مردادماه سال 1401 13:43
میترسم از نشانههایی که در مقابل باورهایم ظهور میکنند. مگر نگفته بودند ... إنْ کانَ وَعْدُ رَبًِنا لَمَفْعُولا
-
شمسا
سهشنبه 28 تیرماه سال 1401 00:01
نوازش تارهایی که بر تراشیده دست ریحانه نشستهاند. چه آرزوی محالی. همچو شمعی در فراقت هر شبی تا سحر عطار گریان خوشترست
-
سهگاه
سهشنبه 21 تیرماه سال 1401 22:15
کسی چه میداند، شاید این بهت عظیم از آیات کیهان هم ده رکوع بخواهد. اینهمه عکس می و نقش نگارین که نمود یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد
-
سهی
شنبه 18 تیرماه سال 1401 13:52
آرزو، ایمان به این بود که، پرواز از سکوت پیله است نه هیاهوی کیله. ... چون نیک بنگری همه تزویر میکنند
-
سلاب
جمعه 10 تیرماه سال 1401 19:39
مگر نه اینکه هرکس مسئول گل خودش است، تو بگو، ریحان مسئول ریحانه بود یا ریحانه مسئول ریحان که این شد؟ در شب قدر ار صبوحی کردهام عیبم مکن سرخوش آمد یار و جامی در کنار طاق بود